شمارهٔ ۹ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نباشد در جهان همچون تو یاری
بتی، سنگین دلی، سیمین عذاری
سمن بویی، به قد سرو بلندی
گل اندامی، به رخ رشک بهاری
رقیبش خار و او گلبرگ خندان
ملامت می کشم از دست خاری
به ترک اختیار خویش کردم
که از عاشق نیاید اختیاری
محقق جان برافشانم ز غیرت
چو بینم بر گل رویش غباری
کنارش در میان گیرم به مستی
میانش گر ببینم در کناری
اگر حیدر سخن گوید ز لعلش
کنم در گوش جان چون گوشواری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای محبوب خود میپردازد. او محبوبش را به صورت یک یار بیهمتا و خانمی زیبا توصیف میکند که ویژگیهایی چون عطر سمن و قیافهای دلربا دارد. شاعر احساسات عاشقانهاش را بیان میکند و میگوید که گرفتار عشق او شده و از اینکه هیچ اختیاری از خود ندارد، راضی است. او همچنین به شدت تحت تاثیر زیبایی محبوبش قرار گرفته و در خیال خود، عاشقانهها و تحسینها را با بیانی شورانگیز مطرح میکند. در نهایت، شاعر به مقام و اهمیت محبوبش در قلبش اشاره میکند و او را با ذوق و عشق وصف میکند.