نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷۱ - شتر را بچه او گفت در دشت اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شتر را بچه او گفت در دشت

نمی بینم خدای چار سو را

پدر گفت ای پسر چون پا بلغزد

شتر هم خویش را بیند هم او را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، کودک از پدرش درباره شتر سوال می‌کند و می‌گوید که در دشت نمی‌تواند خدا را ببیند. پدر به او می‌گوید که وقتی شتر قدم بزند، هم خود را خواهد دید و هم خدا را، که به نوعی به تلاش برای درک وجود و حقیقت الهی اشاره دارد.