بخش ۳۳۲ - جهان تا از عدم بیرون کشیدند اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جهان تا از عدم بیرون کشیدند
ضمیرش سرد و بی هنگامه دیدند
بغیر از جان ما سوزی کجا بود
تو را از آتش ما آفریدند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تجلی جهان از عدم اشاره میکند و آن را سرد و بیحرکت میبیند. او به این نکته میرسد که تنها شعله دل انسان است که وجود دارد و از این آتش، موجودات خلق شدهاند.