نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۷۹ - من و تو از دل و دین نا امیدیم اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

من و تو از دل و دین نا امیدیم

چوبوی گل ز اصل خود رمیدیم

دل مامرد و دین از مردنش مرد

دو تامرگی بیک سود اخریدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از ناامیدی خود نسبت به دل و دین صحبت می‌کند و احساس می‌کند که از اصل خود دور شده است. او می‌گوید که دل و دین هر دو در حال از دست رفتن هستند و در نهایت، دو موجود بی‌فایده‌ای را به دست آورده‌اند که هیچ سودی برایشان ندارد.