نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۱ - بدن وامانده و جانم در تک و پوست اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بدن وامانده و جانم در تک و پوست

سوی شهری که بطحا در ره اوست

تو باش اینجا و با خاصان بیامیز

که من دارم هوای منزل دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر از حال بدن و جان و خستگی خود سخن می‌گوید و به شهری اشاره می‌کند که در آن بهشت و آرامش وجود دارد. او از معشوق می‌خواهد که در آنجا باقی بماند و با خاصان و بزرگان ارتباط برقرار کند، در حالی که خودش در فکر و آرزوی دیدار دوست محبوبش است.