نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۱ - مسلمان شرمسار از بی کلاهی است اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مسلمان شرمسار از بی کلاهی است

که دینش مرد و فقرش خانقاهی است

تو دانی در جهان میراث ما چیست؟

گلیمی از قماش پادشاهی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احساس شرمساری مسلمانان اشاره می‌کند که به دلیل نداشتن کلاه و هویت دینی، در فقر به سر می‌برند. او از میراثی که مسلمانان در جهان دارند صحبت می‌کند و می‌گوید که این میراث تنها یک گلیم ساده از پادشاهی است، که نشان‌دهنده عدم برخورداری واقعی آنان از عزت و عظمت است.