نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷ - غزل زنده رود اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / جاویدنامه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این گل و لاله تو گویی که مقیمند همه

راه‌پیماصفت موج نسیمند همه

معنی تازه که جوییم و نیابیم کجاست

مسجد و مکتب و میخانه عقیمند همه

حرفی از خویشتن آموز و در آن حرف بسوز

که درین خانقه بی‌سوز کلیمند همه

از صفا کوشی این تکیه‌نشینان کم گوی

موی ژولیده و ناشُسته گلیمند همه

چه حرم‌ها که درون حرمی ساخته‌اند

اهل توحید یک‌اندیش و دو نیمند همه

مشکل این نیست که بزم از سر هنگامه گذشت

مشکل این است که بی‌نقل و ندیمند همه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و ناامیدی شاعر از وضعیت کنونی جامعه و درون‌مایه‌های روحانی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که همه چیز به ظاهر زیبا و شاعرانه است، اما در حقیقت در جست‌وجوی معنی عمیق‌تری هستند که به سختی می‌توان آن را یافت. او به ناکارآمدی فضاهای مذهبی و اجتماعی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در بین اهل دین نیز وحدت واقعی وجود ندارد. شاعر همچنین به بی‌معنایی و بی‌روحی در مراسم‌ها و جمع‌ها می‌پردازد، به طوری که می‌توان گفت مشکل اصلی نبود ارتباط و همراهی واقعی بین افراد است. در نهایت، در این فضای سرد و بی‌روح، همه ظاهراً از حقیقت دور مانده‌اند.