نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۱ - نوای طاهره اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / جاویدنامه / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

بخش 1

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌ام

خانه به خانه، در به در، کوچه به کوچه، کو به کو

می‌رود از فراق تو خون دل از دو دیده‌ام

دجله به دجله، یم به یم، چشمه به چشمه، جو به جو

مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان

رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو

در دل خویش طاهره، گشت و ندید جز تو را

صفحه به صفحه، لا به لا، پرده به پرده، تو به تو

بخش 2

سوز و ساز عاشقان دردمند

شورهای تازه در جانم فکند

مشکلات کهنه سر بیرون زدند

باز بر اندیشه‌ام شبخون زدند

قلزم فکرم سراپا اضطراب

ساحلش از زور طوفانی خراب

گفت رومی «وقت را از کف مده

ای که میخواهی گشوده هر گره

چند در افکار خود باشی اسیر

این قیامت را برون ریز از ضمیر»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دل‌تنگی و درد فراق محبوب صحبت می‌کند. او عشق و غم خود را با تشبیهات زیبا توصیف می‌کند و می‌گوید که برای دیدن محبوبش به همه جا رفته و در جستجوی اوست. او از درد دل و نگاهش به دنیای بیرون، از مشکلات و اضطراب‌های فکری‌اش می‌گوید. در نهایت، او به خودنصیحتی اشاره می‌کند که باید از افکار و نگرانی‌های بی‌فایده رها شود و به دنبال راهی برای باز کردن گره‌های زندگی‌اش باشد.