نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۴ - جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این

یکی خود را بتارش زن که تو مضراب و ساز است این

نگاه جلوه بدمست از صفای جلوه می لغزد

تو میگوئی حجابست این نقابست این مجاز است این

بیا در کش طناب پرده های نیلگونش را

که مثل شعله عریان بر نگاه پاکباز است این

مرا این خاکدان من ز فردوس برین خوشتر

مقام ذوق و شوقست این حریم سوز و ساز است این

زمانی گم کنم خود را زمانی گم کنم او را

زمانی هر دو را یابم چه رازست این چه رازست این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حالاتی از عاشقانه و جستجوی زیبایی و حقیقت در جهان می‌پردازد. شاعر از رازآلودگی زیبایی‌هایی که در اطرافش می‌بیند سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که برای درک این زیبایی‌ها باید خود را از قید و بندها رها کند. همچنین، او به تضاد بین دنیای مادی و معنوی اشاره دارد و از احساس شوق و ذوق در این جستجو سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به کشف خود و دیگری و رازهای پنهان زندگی اشاره می‌کند.