بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطهها زد در ضمیر زندگی اندیشهام
تا به دست آوردهام افکار پنهان شما
مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت
ریختم طرح حرم در کافرستان شما
تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیدمش
شعلهای آشفته بود اندر بیابان شما
فکر رنگینم کند نذر تهیدستان شرق
پارهٔ لعلی که دارم از بدخشان شما
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیدهام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و وابستگی شاعر به فرهنگ و عشق جوانان عجم اشاره دارد. شاعر خود را مانند چراغی در خیابان زندگی جوانان میبیند و به اندیشههایشان گرایش دارد. او از تأملات عمیقش در زندگی و افکار پنهان آنها سخن میگوید و به زیبایی و عظمت عشق و معرفت اشاره میکند. شعر به تفاوتهایی میان زیباییهای زمین و زندگی روزمره و آرزوهای بلندپروازانه اشاره دارد و در نهایت، به امید آزادی و رهایی از بندگی و زنجیر اشاره کرده و از آتش نهفته در دلش به خاطر نیاکان یاد میکند.