نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان

آتش خود بلند کن آتش ما فرونشان

میکدهٔ تهی سبو حلقهٔ خود فرامشان

مدرسهٔ بلند بانگ بزم فسرده‌آتشان

فکر گره گشا غلام دین به روایتی تمام

زآن که درون سینه‌ها دل هدفی است بی‌نشان

هر دو به منزلی روان هر دو امیر کاروان

عقل به حیله می‌برد ، عشق برد کشان کشان

عشق ز پا در آورد خیمهٔ شش جهات را

دست دراز می‌کند تا به طناب کهکشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به زندگی و عشق اشاره دارد. شاعر از خواننده می‌خواهد که با زندگی و نشاط به خاستگاه خود برگردد و آتش عشق و شور را در دل زنده کند. میکده و مدرسه را به عنوان نمادهای متفاوتی از زندگی معرفی کرده و به تلاش برای پیدا کردن هدف در زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، عشق را نیرویی توصیف می‌کند که بر همه چیز غلبه کرده و در تلاش است تا به کائنات متصل شود.