نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۸ - ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیم اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیم

گدای معنی پاکم تهی ادراک می‌آیم

گهی رسم و ره فرزانگی ذوق جنون بخشد

من از درس خردمندان گریبان چاک می‌آیم

گهی پیچد جهان بر من گهی من بر جهان پیچم

بگردان باده تا بیرون ازین پیچاک می‌آیم

نه اینجا چشمک ساقی نه آنجا حرف مشتاقی

ز بزم صوفی و ملا بسی غمناک می‌آیم

رسد وقتی که خاصان ترا با من فتد کاری

که من صحراییم پیش ملک بی‌باک می‌آیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر خود را به عنوان شخصیتی آزاد و بدون قید و بند معرفی می‌کند که از قواعد و رسوم اجتماعی فاصله گرفته است. او در جستجوی معنای حقیقی زندگی است و به شدت تحت تأثیر احساسات و جنون خلاقیت قرار دارد. شاعر به تضادهای زندگی اشاره می‌کند، گاه بر دنیا مسلط است و گاه خود را در چالش با آن می‌بیند. او از مراسم و گردهمایی‌های عرفانی و مذهبی نیز جدا شده و در جستجوی تجربه‌های عمیق‌تر، به دنیای خودمختار خود می‌پردازد. در نهایت، او به نوعی از نزدیکی با افرادی خاص اشاره می‌کند که ممکن است در آینده نزد او بیایند.