نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرد اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درون لاله گذر چون صبا توانی کرد

بیک نفس گره غنچه وا توانی کرد

حیات چیست جهان را اسیر جان کردن

تو خود اسیر جهانی کجا توانی کرد

مقدر است که مسجود مهر و مه باشی

ولی هنوز ندانی چها توانی کرد

اگر ز میکدهٔ من پیاله ئی گیری

ز مشت خاک جهانی بپا توانی کرد

چسان به سینه چراغی فروختی اقبال

به خویش آنچه توانی به ما توانی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی زندگی و امکانات انسانی می‌پردازد. شاعر به خواننده یادآوری می‌کند که در دنیای پر از محدودیت، هنوز فرصت‌هایی برای شکوفایی و تغییر وجود دارد. او به قدرت هر فرد اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر از زندان خاکی خود بگذریم، می‌توانیم به زندگی و آزادی بیشتری دست یابیم. همچنین، شاعر به سرنوشت و مقام انسانی اشاره می‌کند و این سؤال را مطرح می‌کند که آیا ما از ظرفیت‌های خود آگاهیم و چه کارهایی از دستمان برمی‌آید. در نهایت، او تأکید می‌کند که با اقدام و تلاش می‌توانیم به زندگی معنا ببخشیم.