نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد

غم دل نگفته بهتر همه کس جگر ندارد

چه حرم چه دیر هرجا سخنی ز آشنایی

مگر اینکه کس ز راز من و تو خبر ندارد

چه ندیدنی‌ست اینجا که شرر جهان ما را

نفسی نگاه دارد، نفسی دگر ندارد

تو ز راه دیدهٔ ما به ضمیر ما گذشتی

مگر آنچنان گذشتی که نگه خبر ندارد

کس ازین نگین شناسان نگذشت بر نگینم

به تو می‌سپارم او را که جهان نظر ندارد

قدح خرد فروزی که فرنگ داد ما را

همه آفتاب لیکن اثر سحر ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دلشکستگی می‌پردازد. شاعر در آن به دشواری ابراز رنج و غم دل می‌پردازد و اشاره می‌کند که این دردها بهتر است که ناگفته بمانند. او به طرح مسائلی چون رازهای عاشقانه و نگاه‌های عمیق می‌پردازد و می‌گوید که در این دنیای پر از غم و غصه، حتی نگاه کردن به معشوق هم بدون خبر و درکی از عواطف عمیق کافی نیست. شاعر در نهایت به تاثیری که عشق و زیبایی بر او گذاشته اشاره کرده و می‌گوید که هرچند همه چیز زیباست، اما بدون محبت و ارتباط واقعی، هیچ چیز اثر پایدار ندارد.