نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را

زنده کن از صدای من خاکِ هزارساله را

با دلِ ما چه‌ها کنی تو که به بادهٔ حیات

مستی شوق می‌دهی آب و گُلِ پیاله را

غنچهٔ دل‌گرفته را از نفسم گره‌گشای

تازه کن از نسیمِ من داغِ درونِ لاله را

می‌گذرد خیالِ من از مه و مهر و مُشتری

تو به کمین چه خفته‌ای، صید کن این غزاله را

خواجهٔ من نگاه دار آبروی گدای خویش

آنکه ز جوی دیگران پُر نکند پیاله را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر می‌پردازد که در آن از عشق و زیبایی زندگی و طبیعت صحبت می‌کند. شاعر از "گرمی آه و ناله" خود درخواست زنده کردن خاکی کهن را دارد و به تاثیرات مثبت باده حیات اشاره می‌کند که شوق را در دل زنده می‌کند. او از نسیم برای تازه‌کردن دل خسته‌اش و رهایی از غم‌ها می‌طلبد و در عین حال به تجلیات آسمانی و زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند. در انتها، خواستار حفظ آبرو و عزت خود به عنوان یک گدا می‌شود و تأکید می‌کند که نباید به دنبال چیزهایی از دیگران باشد، بلکه باید به داشته‌های خود افتخار کند.