نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است

نگاه او بتماشای این کف خاک است

گمان مبر که بیک شیوه عشق می بازند

قبا بدوش گل و لاله بی جنون چاک است

حدیث شوق ادا میتوان بخلوت دوست

به ناله ئی که ز آلایش نفس پاک است

توان گرفت ز چشم ستاره مردم را

خرد بدست تو شاهین تند و چالاک است

گشای چهره که آنکس که لن ترانی گفت

هنوز منتظر جلوهٔ کف خاک است

درین چمن که سرود است و این نوا ز کجاست

که غنچه سر بگریبان و گل عرقناک است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق الهی اشاره می‌کند و از ویژگی‌های فرشتگان که فراتر از دنیای مادی هستند، می‌گوید. او تأکید می‌کند که فرشتگان به تماشای انسان‌ها و دنیای خاکی علاقه‌مندند. شاعر همچنین به عشق و شوق در خلوت با معشوق پرداخته و از ناله‌هایی که ناشی از پاکی نفس است، سخن می‌گوید. در ادامه، به قدرت و تیزی نگاه انسان‌ها نیز اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که افراد باید چهره‌های خود را بگشایند تا دیده شوند. در آخر، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و احساسات درونی اشاره می‌کند که در میان گل‌ها و غنچه‌ها نمود پیدا می‌کند.