شمارهٔ ۳ ایرج میرزا
ایرج میرزا / غزلها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر است
هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است
خوشلب و خوشدهن و چابک و شیرینحرکات
کمخور و پردو و با تربیت و باربر است
خرِ عیسی را آن بیهنر انکار کند
که خود از جملهٔ خرهای جهان بیخبر است
قصدِ راکب را بی هیچ نشان میداند
که کجا موقعِ مکثست و مقامِ گذر است؟
چون سوارش برِ مردم همه پیغمبر بود
او هم اندر برِ خرها همه پیغامبر است
مرو ای مردِ مسافر به سفر جز با او
که تو را در همه احوال رفیقِ سفر است
حال ممدوحین زین چامه بدان ای هشیار!
که چو من مادح بر مدحِ خری مفتخر است
من به جز مدحتِ او مدحِ دگر خر نکنم
جز خرِ عیسی، گورِ پدرِ هر چه خر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره "خر عیسی" است که نمادی از فردی با همه هنرها و خوبیهاست. شاعر میگوید هر خری (فردی) نمیتواند صاحب هنر باشد و فقط خر عیسی است که خوشلب، خوشدهن و زبردست است. کسی که او را انکار کند، خود در حقیقت از ماهیت واقعی خرها بیخبر است. شاعر به سفر و همراهی با خر عیسی اشاره میکند و او را بهترین رفیق سفر میداند. در پایان، شاعر اعلام میکند که تنها مدح "خر عیسی" را میستاید و به دیگر خران اهمیتی نمیدهد. این شعر به نوعی تمجید از فردی برجسته است که درستی و تواناییهایش از دیگران متمایز است.