شمارهٔ ۳ - شراب ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
آراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را
گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار
باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار
یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر
تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت
کز مرگ فتد لرزه به تن ضَیَغمِ نَر را
گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند
هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را
لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد
مِی نوشم و با وی بکنم چاره شر را
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی
هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک بنِ تاک و خداوند
زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شبی ابلیس به سراغ یک جوان میرود و با ظاهری ترسناک، خود را مرگ معرّفی میکند و او را تهدید میکند که باید برای گریز از مرگ یکی از این سه خطر را انتخاب کند تا از مرگ آن جوان چشمپوشی کند: یا پدرش را بکشد، یا به خواهرش آسیب برساند، یا خودش سه ساغر از شراب بنوشد. جوان به شدت ترسیده و نمیتواند تصمیم بگیرد، اما در نهایت تصمیم میگیرد تا با نوشیدن شراب هم خود را از دو خطر دیگر، دور کند و هم زنده بماند. امّا پس از خوردن دو ساغر شراب، در حالت مستی هم به خواهرش آسیب میزند و هم پدرش را میکشد. در پایان، شاعر افسوس میخورَد که ای کاش ریشهٔ مشروب خشک شود و دعا میکند که خداوند، جهان از این پدیده که باعث شر و بدی میشود و باعث آسیب به نوع بشر میشود، در امان نگهدارد.