نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ - مادر ایرج میرزا

ایرج میرزا / قطعه‌ها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پسر، رو قدر مادر دان که دایم

کشد رنج پسر بیچاره مادر

برو بیش از پدر خواهش که خواهد

تو را بیش از پدر بیچاره مادر

ز جان محبوب تر دارش که داردت

ز جان محبوب تر بیچاره مادر

نگهداری کند نُه ماه و نُه روز

تو را چون جان به بر بیچاره مادر

از این پهلو به آن پهلو نغلتد

شب از بیم خطر بیچاره مادر

به وقت زادن تو مرگ خود را

بگیرد در نظر بیچاره مادر

بشوید کهنه و آراید او را

چو کمتر کارگر بیچاره مادر

تموز و دی تو را ساعت به ساعت

نماید خشک و تر بیچاره مادر

اگر یک عطسه آید از دماغت

پرد هوشش ز سر بیچاره مادر

اگر یک سرفه بی جا نمایی

خورد خون جگر بیچاره مادر

برای این که شب راحت بخوابی

نخوابد تا سحر بیچاره مادر

دو سال از گریۀ روز و شب تو

نداند خواب و خور بیچاره مادر

چو دندان آوری رنجور گردی

کشد رنج دگر بیچاره مادر

سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی

خورد غم بیشتر بیچاره مادر

تو تا یک مختصر جانی بگیری

کند جان، مختصر بیچاره مادر

به مکتب چون روی تا بازگردی

بُوَد چشمش به در بیچاره مادر

و گر یک ربع ساعت دیر آیی

شود از خود بدر بیچاره مادر

نبیند هیچ کس زحمت به دنیا

ز مادر بیشتر، بیچاره مادر

تمام حاصلش از زحمت اینست

که دارد یک پسر بیچاره مادر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ محبت و فداکاری بی‌پایان مادر نسبت به فرزندش است. شاعر به تدریج به توصیف تلاش‌ها و سختی‌های مادر می‌پردازد، از سختی‌های بارداری و زایمان گرفته تا شب‌های بی‌خوابی و نگرانی‌های دائمش برای سلامت فرزند. او به اهمیت قدرشناسی پسر از زحمات مادرش تاکید می‌کند و بیان می‌کند که هیچ کس به اندازهٔ مادر برای فرزندش رنج نمی‌کشد. در نهایت، شاعر می‌گوید که تمامی زحمات مادر به خاطر عشق و وابستگی عمیق او نسبت به فرزند است.