نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ - آرزویِ خرِّ دُم بریده ایرج میرزا

ایرج میرزا / مثنوی‌ها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بوده است خری که دُم نبودَش

روزی غم بی دُمی فُزودَش

در دُم طلبی قدم همی زد

دُم می طلبید و دَم نمی زد

یک رَه نه ز روی اختیاری

بُگذشت میان کشت زاری

دهقان مگرش ز گوشه‌ای دید

بَرجَست و از او دو گوش بُبرید

بیچاره خر آرزوی دُم کرد

نایافته دُم دو گوش گُم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، داستان یک خر روایت می‌شود که دم ندارد و به خاطر این موضوع دچار غم و اندوه است. او در تلاش است که دم پیدا کند و در این مسیر، به کشتزاری می‌گذرد. کشاورزی او را می‌بیند و به خاطر نداشتن دم، دو گوش او را می‌برد. در نهایت، خر که به دنبال دم بود، نه تنها دم نیافته بلکه گوش‌هایش را نیز از دست می‌دهد. این داستان به نوعی تمثیلی از آرزوهای بی‌پایه و عواقب ناشی از آنهاست.