بخش ۱۰۲ - شکست کوش ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
شد از کوه غلتان گران سنگ سنگ
از این سان دو روز و دو شب بود جنگ
زبر سنگباران و از زیر تیر
دل دیو گشت اندر آن رزم پیر
سر سرکشان یکسر آغشته شد
کمرها ز خون لالهگونگشته شد
به سنگی سپاهی همی شد هلاک
دل کوش از آن کوه شد دردناک
ز یاران خود کشته چندان بدید
که از کوه خون سوی دریا رسید
دگر لشکر آمد به طیهوریان
ببستند بر رزم جستن میان
بکشتند چندان دلیران به سنگ
که از کشته شد راه دربند تنگ
دلیران طیهور گشتند چیر
سپه را ز دربند کردند زیر
چو کوش آن چنان دید برگاشت روی
به دریا کنار آمد او پوی پوی
از این لشکر گشنِ چندان هزار
نرستند جز هفتصد نامدار
به کشتی نشستند و راه گریز
رهانید جان از دم رستخیز
چو آگاهی آمد به طیهور از این
همی تاخت با لشکر و آتبین
به راه اندرون مژده آمدش پیش
که برگاشت روی آن بدِ زشتکیش
فزون از هزاری نماندش سپاه
همه کشته گشتند و خسته تباه
از آن مژده طیهور شد شادمان
سوی آتبین راند هم در زمان
یکایک ببوسید چشم و سرش
به بر درگرفت آن گرامی برش
بدو گفت گفتار تو گشت راست
به گیتی چنین رای هرگز کراست؟
ز بیرایی خویش آگاه گشت
بر آن یک سخن آتبین شاد گشت
همان گه بفرمود تا مرد کار
مر آن راه دربند کرد استوار
کشیدند دیوار پیش درش
برافراخت از کوه برتر سرش
دری آهنین بر نهادش بزرگ
شد ایمن ز کردار کوش سترگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، جنگی شدید میان لشکر کوش و طیهوریان توصیف شده است. دو روز و دو شب نبرد ادامه دارد و دل دیو در این رزم پیر به شدت مجروح میشود. جنگجویان به شدت زخمی و کشته میشوند و خون آنها به دریا میرسد. در نهایت، طیهوریان با تکیه بر دلیران خود موفق میشوند تا بر دشمن چیره شوند. تنها تعدادی از جنگجویان به گریز میپردازند و دیگران کشته میشوند. پس از آگاهی از وضعیت، طیهوریان خوشحال میشوند و به سمت آتابین میشتابند. طیهور با قدردانی از آتابین به او تبریک میگوید و از سخن او خوشحال میشود. در پایان، طیهور دستور میدهد تا دربند محکم شود و از حملات دشمن ایمن گردد.