نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۷ - نامهٔ آتبین به شاه طیهور ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نویسنده را نامه فرمود و گفت

که با نیکمردان هنر باد جفت

بدین نامه، شاها تو رامش پذیر

که بر ما دگر گشت گردون پیر

فگنده همه دشت پر دشمن است

لب ژرف دریا سرِ بی‌تن است

یکی حمله آورد سالارِ کوش

که از نامداران رمانید هوش

بزد خشت سوزنده بر جوشنم

از آن بد نگه داشت یزدان تنم

سرش زخم کردم به یک زخم گرز

رمید از سپهدار یکباره برز

ز دیهیم چون روی برگاشت بخت

سپاهش چو ریزنده برگ درخت

ز پشت تگاور همی ریختند

نبودند صد تن که بگریختند

همه کشته گشتند در کارزار

دگر خسته و بسته بیچاره زار

سپه یافت چندان فزونی و ساز

که هرکس شد از خواسته بی‌نیاز

از این مایه‌ور گنج و بار و بنه

چو سالار پرمایه شد یک تنه

یکی بهره از هرچه در خورد شاه

فرستادم اینک بدان بارگاه

ز دریا من آهنگ کردم به چین

ببینم که چون است چندان زمین

یکی بر گرایم یلان را به جنگ

ببینم که پیشم که دارد درنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده نامه‌ای به یک نیکمرد نوشت و از او خواست که با افراد شایسته همکاری کند. او توضیح داد که اوضاع بر ما سخت شده و دشمنان در همه جا حضور دارند. یکی از سرداران دشمن به جنگ آمده بود و در نبرد به او ضربه‌ای زد. نویسنده با یک ضربه دیگر او را زخمی کرد و دشمن فرار کرد. از طرف دیگر، سپاه دشمن در تعداد و قدرت زیاد بود و بسیاری از سربازان در میدان جنگ کشته شدند. نویسنده به شاه اطلاع داد که از منابع موجود بهره‌برداری کرده و به جنگ ادامه می‌دهد. او همچنین قصد داشت به چین برود و وضعیت آنجا را ببیند و برای ادامه نبرد برنامه‌ریزی کند.