نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹۸ - پاسخ نامهٔ کارم و فرستادن هدایا به نزد او ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پس از بهر کارم بیاراست نیز

سزاوار شاهان ز هرگونه چیز

ز تن جامهٔ خویش وز سر کلاه

فرستاد زرّین یکی تاج و گاه

درفش کیانی و تیغ به‌زر

ز گوهر یکی خسروانی کمر

یکی زنده‌پیلی همانند شیر

به حمله چو آتش به زفتی چو شیر

گرانتر ز کوه و سبکتر ز باد

ز هیبت سرشت و ز قوّت نهاد

دو دست و دو پایش چو سیمین ستون

دو دندان درخت و دو دیده چو خون

زمین کرده رنجور زیر قدم

هوا کرده چون دوزخ از دور و نم

ز سنگش شده گاو و ماهی ستوه

ز رنگش خجل برف بر تیغ کوه

گریزان ز خرطوم یازانْش، کرگ

کمین کرده در نیشِ دندانْش مرگ

گه کین و آرایش کارزار

یکی حمله و صد هزاران سُوار

برافگنده بر پیل هندی ستام

به دیبا بیاراستندش تمام

به منشور، ماچین بدو داد نیز

بسی هدیه در خورد و هرگونه چیز

نهادند مهدی بر او زرنگار

درفشی پر از گوهر شاهوار

به نستوه داد آن همه خواسته

همان پیل و آن مهد آراسته

بدان مرز گفتا چو آیی فرود

ز کارم فرست از زبانم درود

همین چیزها با سواران او

گسی کن تو بر دست یاران او

به کارم یکی نامه فرمود شاه

به نام خداوند خورشید و ماه

برآرندهٔ بی‌ستون آسمان

نگارندهٔ ابر و باد دمان

فرستاده و نامهٔ تو رسید

همان مردمی‌ها که کردی پدید

رسانید نزدیک ما بی‌گزند

یکایک بدیدیم و آمد پسند

شدیم آگه از دانش و رای تو

هم از گنج‌های دلآرای تو

تو امروز فرّخ نیای منی

به ماچین و خاور به جای منی

تو را هست ماچین و خاور زمین

به نستوه شیروی دادیم چین

چو آن جا رسد، یاوری ده به گنج

به ساز و سلیح و به مردان رنج

مگر بیخ آن بدرگ دیوزاد

برآرد، که [ آن ] تخمه هرگز مباد

برآساید از رنج او زیردست

بشوید جهان از بد بت‌پرست

تو باید که پیوسته داری به راه

فرستاده‌ای یکدل و نیکخواه

که پیوسته آرد مرا آگهی

از آن نامور بارگاه مهی

وزآن پس فرستاده را پیش خواند

به کرسی زَرپِیکرش برنشاند

به پیشش کشیدند بسیار چیز

به یاران او چیز بخشید نیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر از تقدیم هدایا و نشانه‌های قدرت و عظمت به شاهان سخن می‌گوید. او توصیف می‌کند که چگونه شخصیت‌هایی چون یک پیل زنده شبیه شیر و تجملاتی نظیر تاج زرین و تیغ‌های گران‌قدر به نمایش گذاشته می‌شوند. همچنین، احساسات و هیبت شخصیت‌ها به زیبایی توصیف شده است و به مفهوم جنگ و مبارزه و نیز آرزوهای بزرگ برای برقراری عدالت و از بین بردن شرارت‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، پیام‌های دوستی و همکاری به یاران و همراهان خود فرستاده می‌شود. این متن به نوعی پیام اتحاد و تلاش برای برقراری امنیت و رفاه در جامعه را نشان می‌دهد.