بخش ۲۰۲ - پاسخ نامهٔ کوش به نزد نستوه ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی پاسخ نامه فرمود و گفت
که با مغز مردم خرد باد جفت
سخنهای بیهوده گفتن چنین
ز راه خرد نیست و آیین و دین
نه با داد و با راستی در خورَد
نه بپسندد آن کس که دارد خرد
ز شاه تو این نامهٔ بینوا
ز روی خرد هم نباشد روا
تو را پایه پیدا بود در جهان
که چند است نزد کهان و مهان
فریدون اگر شاهِ ما را ببست
مرا کمتر آرد همانا به دست
به جای تو گر خود فریدون بُدی
به یزدان که کارش دگرگون بدی
اگر سالیان رنج دیدی و رزم
تهی داشتی دیده از خواب و بزم
به یزدان اگر دسترس یافتی
به فرجام هم زود برتافتی
اگر تو بیایی، خود آید پدید
که از کوش، کین چون توانی کشید
دل شاه را از تو بریان کنم
سپاه تو را بر تو گریان کنم
نویسنده را نامه چون مهر کرد
فرستاده را داد واجب کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
نویسنده نامهای پاسخ داد و گفت که حرفهای بیهوده و بیخود زشت است و با اصول خرد و دین سازگاری ندارد. او تأکید کرد که این نامه از سوی شاه نادرست است و صحیح نیست. اینکه تو پایه و موقعیتی در دنیا داری، باید به خوبی درک کنی. اگر فریدون هم حالا در برابر من قرار گیرد، ارزشی نخواهد داشت. او گفت که اگر سالها زحمت کشیدهای، در نهایت باید به یزدان تکیه کنی و به سرانجام کارهای خود برسید. نویسنده خواستار واضح شدن مسائل است و دریافت که اگر بتوانی با نیت درست عمل کنی، او دل شاه را از تو نرم خواهد کرد. نامه پایان یافت و فرستاده به دنبال انجام دستورات رفت.