نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷۰ - باز گردانیدن مردم باختر از اندلس ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

فرستاد از آن پس منادیگران

بدان کشور اندر کران تا کران

که از مردم باختر هر که راه

بجوید، بیاید به درگاه شاه

چو آواز برشد به درگاه و کوی

یکایک به درگاه کردند روی

کشاورز و دهقان همان پیشه‌ور

سوی کاخ کردند همی سربسر

همی دادشان هرچه بایست شاه

چنانچون بود در خور دستگاه

کشاورز، گاو و خر و گوسفند

همی بودشان جان و دل بهره‌مند

به دهقان خراجش یله کرد نیز

که از وی سه ساله نخواهند چیز

همان پیشه‌ور را زر و سیم داد

بدان شهرهاشان گسی کرد شاد

ز دریا گذر کرد از آن سوی باز

بیامد، بدید آن همه گنج و ساز

به شهری ز مغرب «اریله» به نام

فرود آمد آن خسرو شادکام

از آن خواسته هرچه بُد نامدار

ز بهر فریدون همه کرد بار

چنانچون شنیدم نگویم فزون

پر از بار شد ده هزاران هیون

همه مایه‌ور جامه و سیم و زر

همه مشک ناب و همه عودِ تر

همه تخت با افسر و گوشوار

همه گوهر اندر خور شهریار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بخش، پیام‌هایی از سوی فرستادگان به مردم باختر فرستاده می‌شود تا هر کسی که در جستجوی راهی به درگاه شاه است، به او ملحق شود. تمامی اهالی از کشاورز و دهقان گرفته تا پیشه‌وران به درگاه شاه حاضر می‌شوند و gifts مورد نیاز را به او تقدیم می‌کنند. کشاورزان که گاو، خر و گوسفند خود را بسیار دوست دارند، از پرداخت مالیات برای سه سال معاف می‌شوند. همچنین پیشه‌وران نیز از زر و سیم بهره‌مند می‌شوند. شاه، بعد از عبور از دریا و دیدن گنج‌ها و بزک‌های متعدد، به شهری به نام اریله در مغرب فرود می‌آید و از خواسته‌هایش بارهایی از هدایای باارزش را جمع‌آوری می‌کند. او از بارگذاری بر روی هزاران هیون و تخت با جواهرات و دیگر مایحتاج پر می‌شود.