نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷۲ - گشادن کوه طارق ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به دریا گذر کرد بار دگر

بگردید کشور همه سربسر

کسی کاو ز فرمانْش گردن کشید

زمانه به خون برْش دامن کشید

همان کوه طارق که نگشاد کس

گشاد او به مردان با دسترس

جهاندیده گوید که آن هفت کوه

ز دیدار او دیده گردد ستوه

نبیند سرِ تیغِ او تیره ابر

ز بر رفتنش کُنْد چنگال ببر

گشاده میان و به‌پیوسته سر

چنین آفریده‌ستشان دادگر

برآن هر یکی آب‌های روان

درختان و نیلوفر و ارغوان

چنان جای بگذاشت و اندر گذشت

بیابان و دریا بریدند و دشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف یک سفر به دریا و تغییرات آن می‌پردازد. وی اشاره می‌کند که چگونه فرمانروایی، که کسی جرات سرپیچی از او را ندارد، باعث خونریزی و سرکوبی می‌شود. او همچنین به زیبایی‌های طبیعی همچون کوه‌ها، آب‌ها، درختان و گل‌ها اشاره می‌کند و توصیف می‌کند که این زیبایی‌ها در سایه قدرت و فرمانروایی او قرار دارند. در نهایت، شاعر از حرکت از طریق بیابان و دریا صحبت می‌کند، و به تغییرات سرزمین و پیوندهای بین عناصر طبیعی اشاره دارد.