بخش ۳۰۴ - راست شدن مملکت بر کوش ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
وزآن پس ز فاروق هر سال باز
همی آمدی کاروانی و ساز
شد آباد عجلسکس از دست او
تهی گشت از آن می سر مست او
چو کار جهانجوی بالا گرفت
وز این رزمها نام بالا گرفت
همه مصر بگشاد، جلباب نیز
بیاورد از آن مرز در گنج چیز
هم از روم یک نیمه بستد به تیغ
جهان کرد بر رومیان تیره میغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پس از فاروق، هر سال کاروانی میآمد و ساز و آواز برپا میکرد. سرزمین عجلسکس از دست او آباد شد و از شر میسرمست او خالی گشت. وقتی کارهای جهانجوی به اوج رسید و نامش در نتیجه این نبردها معروف شد، همه مصر جلبابش را باز کرد و چیزهایی گرانبها از آن مرز آورد. همچنین از روم با شمشیر نیمهای برداشت و بر رومیان ستم کرد.