بخش ۳۳۱ - سپاه خواستن تور از سلم و کوش ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به تور آگهی آمد از هر دوان
خراسان یله کرد و آمد دوان
به جیحون گذر کرد و بیراه و راه
سوی ماورالنّهر شد با سپاه
سپه خواست از کوش و سلم سترگ
ز هر سو بیامد سپاه بزرگ
سپاهی که هامون و دریا و کوه
شد از نعل اسبان ایشان ستوه
سراپرده بر دشت بیکند زد
به مه بر ز خاک سیه بند زد
دو دیده کشیده به راه دراز
که سالار خسرو کی آید فراز
نریمان و قارن ز جیحون گذر
نکردند تا خسرو تاجور
چه فرماید و چون بود رای او
چه آید ز رای دلارای او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، خبر رسیدن یک سپاه از خراسان به دوان و گذر آنها از جیحون به سوی ماورالنهر روایت میشود. سپاه بزرگی به رهبری نریمان و قارن با هدف رسیدن به خسرو، سالار بزرگ، در حرکت است. آنها از مسیرهای سخت عبور کرده و به دشت میرسند تا در انتظار خسرو بمانند و بخواهند بدانند که او چه فرمانی خواهد داد و نظری درباره این جنگ دارد.