بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوش ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به تور آگهی آمد و سلم از اوی
که دارد ز کینه برآن هر دو روی
دل از بزمشان دور شد، سر ز خواب
به رفتن گرفتند هر دو شتاب
به دریا که نامش دمندان نهم
رساند از آن دلفروزی به غم
ز هرگونه گفتند و برخاستند
ز کوش آن زمان یاوری خواستند
فرستادشان کوش چندان سپاه
که بر باد گفتی ببستند راه
شمردند دستورشان هفت بار
ز پیر و جوان، لشکری صد هزار
نبشته بیامد سرافراز کوش
که با لشکری گشنِ پولادپوش
مرا چشم دارید کاینک دمان
رَسَم بیگمانی زمان تا زمان
دل هر دو از شادمانی به جوش
برآمد ز کردار و گفتار کوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شخصیتهایی به نام آگهی و سلم به یکدیگر نزدیک میشوند و به خاطر کینهای که دارند، از جمع دور میشوند. آنها در حال حرکت به سوی دریا هستند و در خلال گفتگو، از سرانجام جنگ و کمک به یکدیگر صحبت میکنند. سپاهیان زیادی برای آنها جمع میشوند و دستوراتی از سوی کوش به آنها داده میشود. در نهایت، دلهای آن دو شخصیت از خوشحالی و امید به پیروزی میتپد.