نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۵۴ - دانش آموختن کوش از پیر ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

وزآن پس بدان راه دانش نمود

ز دانش دلش روشنایی فزود

به ده سال خواندن بیاموختش

روان از نبشتن برافروختش

پزشکی و راز سپهر بلند

بدانست یکسر که چون است و چند

ز نیرنگ و طِلْسَم، وَز افسون دگر

بیاموخت و شد زین همه بهره‌ور

نمودش همه راه یزدان پاک

دلش کرد از آتش پر از ترس و باک

به فرزانه گفت ای سرافراز مرد

مرا دانش و مهر تو زنده کرد

همانا نبود آن که دیدم شکار

سروش آمد از پردهٔ کردگار

مرا اندر آورد با تیرگی

کند دورم از دل همان خیرگی

کنون تا نیاموزم از تو تمام

از ایدر نخواهم گرفتن خرام

همی بود از آن سان چهل سال و پنج

فراوان کشید اندر آن کار رنج

چو بر وی نهان هیچ دانش نماند

جهاندیده فرزانه او را بخواند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شخصی پس از ده سال تلاش در یادگیری دانش، به درک عمیقی از علوم پزشکی و رازهای دنیا رسید. او به شناخت نیرنگ‌ها و افسون‌ها نایل آمد و از این آموخته‌ها بهره‌مند شد. این دانش به او آرامش و ترس از آتش دل را بخشید. او به یک استاد فرزانه گفت که علم و محبت او او را زنده کرده‌اند و درک کرد که آنچه دیده است، حقیقی نیست. او خواهان یادگیری بیشتر بود و به مدت چهل و پنج سال در این مسیر تلاش کرد تا به کمال دانش برسد. وقتی دیگر چیزی برای آموختن نداشت، استادی با تجاربش او را فراخواند.