نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۳ - شبیخون کردن کوش پیل‌دندان در شب تیره ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سپه را بدو داد هنگام خواب

به رفتن گرفتند گردان شتاب

چو یک نیمه از شب گذر کرد، کوش

بزد نای رویین، برآمد خروش

دلیران به شمشیر بردند دست

ز خواب گران چینیان نیمه‌مست

یکی بر ره بیشه آورد تگ

یکی را ز سستی نجنبید رگ

یکی راست ناکرده بر تن قبای

رسید اندر او نیزهٔ جانگزای

یکی نانِشسته به اسب نبرد

همی تیغ برّان به تن باز خورد

شبی بود با هول و با گیر و دار

نشد هیچ نرم آتش کارزار

چو شد روز، سالار چین بنگرید

همه دشت پر کشته و خسته دید

بترسید و یکسر سپه را نیافت

بشد بر پِیَش کوش و اندر شتافت

به لشکرگه چینیان بازگشت

سپاهش از آن ساز باساز گشت

همه خواسته بر گرفت و بداد

بر او آتبین آفرین کرد یاد

یکایک ببوسید رویش به مهر

هنر گفت بهتر یلان را ز چهر

بدادش بسی جامه و سیم و زر

هم اسب و ستام و کلاه و کمر

بدان مایه لشکرش سالار کرد

ز ساز آن سپه را بی‌آزار کرد

همان روز آن جا بُنه برنهاد

همی رفت در بیشه مانند باد

چو ببرید از آن بیشه دو روز راه

به شادی فرود آمد او با سپاه

تنی چند از این مردم پیش‌بین

فرستادشان بر درخت آتبین

بدان تا گر آید ز دشمن سپاه

ببینند، آگاهی آرند به شاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، وقایعی از یک شب نبرد روایت می‌شود. سپه (ارتش) هنگام خواب به آماده‌سازی برای رفتن می‌پردازد، اما برخی از نیروها به دلیل خستگی و بی‌توجهی در حال خواب هستند. در صبح روز بعد، سالار چینیان با دیدن تلفات زیاد در میدان جنگ ترسیده و به جستجوی سپاه خود می‌پردازد. او به لشکرگاه چینیان بازمی‌گردد و به سپاهیانش که از افتخارات پیروزی آگاه هستند، پاداش می‌دهد. او به تدارکات و آماده‌سازی سپاه مشغول است و در نهایت، سپاه به همراه شادی و پیروزی به راه خود ادامه می‌دهد و برای آگاهی از تحرکات دشمن، چند نفر را به بالای درخت‌ها می‌فرستد.