بخش ۵۱ - آگاه شدن آتبین از آمدن لشکر ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
وز آن سوی رود از پس کارزار
فرستاده بود آتبین ده سوار
نشانده همه بر درخت بلند
که ناگه ز دشمن نیاید گزند
یکایک چو دیدند ناگه سپاه
سوی آتبین بر گرفتند راه
که روی هوا سرخ و زرد و بنفش
ز تابیدن رنگهای درفش
هوا سربسر بود نالد همی
زمین از گرانی بنالد همی
همانا که خود شاه چین آمدهست
کجا چین و ماچین به کین آمدهست
بیاراست پس آتبین با گروه
فرستاد یکسر بُنه سوی کوه
لب رود بگرفت و راه سپاه
کشیدند دیده همه سوی راه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بخش از داستان، فرستادهای از طرف آتابین (شاه) با ده سوار به میدان جنگ آمده است. آنها درخت بلندی را به عنوان نشانهای برای جلوگیری از حمله دشمن انتخاب کردهاند. وقتی سپاه دشمن را میبینند، به سمت آتابین حرکت میکنند. فضای اطراف پر از رنگهای درفش و هیاهو است، و زمین به شدت تحت فشار است. آتابین با گروهش آماده میشود و فرماندهی میکند که همه به سمت کوه حرکت کنند و لب رود را بگیرند و همه چشمها به راه جلو دوخته شده است.