بخش ۷۲ - آماده شدن آتبین برای جنگ با کوش ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
همان گه بفرمود تا زآن گروه
تنی صد شدند از بر تیغ کوه
همی راه دشمن نگه داشتند
خروش از بر چرخ بگذاشتند
همان شب یکی کَنده فرمود شاه
کشیدند بیل و تبرها به راه
بر آن ره یکی کنده کردند ژرف
درازا و بالا و پهنا شگرف
بنه بر سر کُه کشیدند نیز
جز از خیمه دیگر نماندند چیز
سوی کوه دیدند پر میوه دار
سراسر همه چشمه و مرغزار
به مژده سوی آتبین آمدند
همی زآسمان بر زمین آمدند
که این کوه سرتاسر آب و گیاست
به گیتی چنین جایگاهی کجاست
چنین داد پاسخ که گر کوش دوش
رها کرد ما را و شد سوی کوش
نکرد آفریننده ما را یله
ز یزدان نداریم هرگز گله
نبستهست هرگز دری بر کسی
که نگشاد درها بر او بر بسی
چنین جای را کی تواند ستد
مگر بخت بد بر من آرد لگد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، داستانی از نبرد و دلیرمردی گروهی از warriors روایت میشود که به فرمان شاه از کوه بالا میروند. آنها با تجهیزات جنگی، راه را برای دشمن نگه میدارند و با سختکوشی چالهای عمیق در مسیر درست میکنند. در میانه شب، وقتی به طبیعت زیبای کوه میرسند، درختان میوهدار، چشمهها و مرغزارها را میبینند و از آرامش و زیبایی آنجا شگفتزده میشوند. به نظر میرسد این مکان بهشتی است که با زحمت و تلاش به دست آمده و خدایان نیز در این زمینه بیخبر نبودهاند. آنها به تلاش و عزم خود افتخار میکنند و ذهنشان به سمت احتمال بدشانسی و بخت بد میرود که ممکن است مانع پیروزیشان شود.