نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۵ - در صفت دو شهر ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهاندیده گوید که اندر جهان

دو جای است هر دو به دریا نهان

که هرگز به خوبی چنان جای نیست

چنان باغ‌های دلارای نیست

یکی این جزیره که کردیم یاد

که دارد خوشی ارم را نهاد

و دیگر به دریا درون هفت ماه

به کشتی گذر کرد باید به راه

پس آن گاه دریا گذر خم دهد

بر رنج دریا همه غم دهد

به دریا رسی آن که خوانی زره

ز موج اوفتاده گره بر گره

سیاوش گذر چون بر آن مرز کرد

ستورا زان مرز اندرز کرد

یکی کوه بینی ز بالای ابر

بر او بر نه شیر و نه گرگ و نه ببر

همه باغ در باغ و گلزار و خوید

همه راغ پر لاله و شنبلید

در آن شهرها مرد و زن خوبچهر

ستاره فشانده‌ست گویی سپهر

ولیکن چنان زندگانی کم است

که روز و شبان مویه و ماتم است

اگر بازگویم که این هر دو جای

که آباد کرده‌ست و چون بود رای

نه باور کند مردم زیردست

نه از دست ایشان توانیم رست

که مردم گمانی برد کآن زمان

که آدم به زیر آمد از آسمان

جهان بود ویران، نبُد آدمی

تو دانستنی دان اگر آدمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف دو مکان خاص در جهان می‌پردازد که هر دو در دریا نهفته‌اند و از نظر زیبایی و خوشی بی‌نظیرند. یکی از این مکان‌ها جزیره‌ای است که شبیه به باغ‌های دل‌انگیز بهشت است و دیگری محلی است که باید از طریق دریا و با کشتی به آن رسید. شاعر سپس به زیبایی‌های این مکان‌ها اشاره می‌کند و از زندگی شاداب و خوشحال مردمان آنجا می‌گوید، اما به نکته‌ای تلخ اشاره می‌کند که زندگی در آنجا نیز با اندوه و ماتم همراه است. در پایان، شاعر اشاره می‌کند که اگر او به بازگویی این مکان‌ها بپردازد، کسی نمی‌تواند به آن باور کند و مردم به زمان آدم و خلقت او اشاره می‌کنند و وضعیتی ویران را تصور می‌کنند.