شمارهٔ ۱ - فی التوحید جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای ز امر کن فکانت گشته پیدا کاینات
ذات بی چون تو را ترک صفت عین صفات
با کمال قدرتت کار دو گیتی بی محل
با ثبات ملکتت ملک دو عالم بی ثبات
شمّهای از فیض فضلت عذرخواه غافلان
لمعهای از تاب قهرت کارساز حادثات
نیست در فکرم ز مرگ و زندگی امّید و بیم
بیم و امّیدم تویی ای خالق موت و حیات
بادی از لطف تو گر بر صحن غبرا بگذرد
عیسی مریم شود هر ریزه از عَظم رُفات
گر چکد از ابر احسانت بر انسان قطرهای
از نهاد مؤمن و مشرک بشوید سَیّئات
ور سموم صرصر عَنف تو آید در وجود
محو گردد صورت هستی ز لوح کاینات
آنکه شد در راه عرفان با هوایت یک جهت
گشت در دنیا و دین فارغ ز تشویش جهات
وآنکه با گنج قناعت شد مقیم کنج فقر
سوی گنج حاصل کونین ننمود التفات
یارب از من خدمتی شایسته ناید در جهان
کز نکوکاری توانم داشت امّید نجات
عفو کن جرمم مکن محرومم از رحمت که من
تکیه بر لطف تو میدارم نه بر صوم و صلات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش خداوند میپردازد و او را به عنوان خالق و صاحب صفات بینظیر معرفی میکند. او بیان میکند که خداوند با قدرت خویش جهان را مدیریت میکند و فیض و رحمتش بر بندگان نازل میشود. شاعر از زندگی و مرگ نگران نیست، زیرا خداوند را منبع امید و بیم خود میداند. او معتقد است که تنها لطف خدا میتواند انسانها را پاک کند و در مسیر عشق و عرفان، انسان را از نگرانیها آزاد میسازد. شاعر در پایان از خداوند درخواست عفو و رحمت میکند و به این نکته اشاره میکند که تنها به لطف و رحمت او تکیه دارد، نه بر اعمالش.