شمارهٔ ۱۱۹۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای مرا هم دل تو هم دلدار تو
ای مرا هم یار و هم اغیار تو
در سرابستان حسنت دلبرا
در جهانم هم گلی هم خار تو
بارها هست از تو بر دل پر غمم
گر توان از لطف خود بَردار تو
یک شبم از وصل بنواز ای نگار
تا شوی از عمر برخوردار تو
بارم از هر کس چرا باشد به دل
گر مرا باشی نگارا یار تو
چون مرا آزردهای از روز هجر
از در وصلم دمی بگذار تو
ای خداوند جهان تا بود و هست
غافلان در خواب خوش، بیدار تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ایستایی و عشق عمیق خود به محبوبش اشاره دارد. او محبوب را همدلی و عشق واقعی خود میداند و میگوید که در زیباییهای جهان، هم گل و هم خار، یاد او در دلش جا دارد. شاعر از غمهای ناشی از دوری و جدایی صحبت کرده و خواهان وصالی یک شبانه است تا از زندگیاش بهرهمند شود. او آرزو دارد که محبوبش به او توجه کند و از رنجها و مشکلاتش بکاهد. در نهایت، او به خداوندی اشاره میکند که غافلان و خوابگردان را بیدار میکند.