نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سرویست قدّ دلبر و آزاد بس خوشست

بر جویبار قامت شمشاد بس خوشست

چون بلبلان به شوق جمال و کمال گل

از عاشقان روی تو فریاد بس خوشست

ای دلبر ستمگر رعنای بی وفا

بر جان ما ز دست تو بیداد بس خوشست

آزاد گشته‌ام چو سهی سرو در جهان

دانی یقین که بنده آزاد بس خوشست

ما در غم فراق گرفتار و ممتحن

دلبر به رغم خاطر ما شاد بس خوشست

وه وه چه خوش بود به صبوحی میان باغ

واندر کنار حور پری‌زاد بس خوشست

تو پیر راه عشقی و ما عاشقان مُرید

از پیر در جهان دم ارشاد بس خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است و از دلبر و محبوبی با قد و قامت زیبا سخن می‌گوید. شاعر از شادی و شوق به عشق و زیبایی آن دلبر صحبت می‌کند و در عین حال از غم فراق و درد جدایی نیز گلایه دارد. او احساس آزادی را هم با عشق و زیبایی دلبر مرتبط می‌داند و به این نکته اشاره می‌کند که زندگی در کنار محبوب، حتی با غم جدایی، خوشایند است. شاعر همچنین به دلدادگی و راه عشق اشاره می‌کند و از راهنمایی‌های پیر عشق یاد می‌کند که در این مسیر به عاشقان کمک می‌کند.