نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لطف جان بخش تو امّید گنهکاران است

هرکه رایش بجز این نیست گنهکار آنست

ای گنهکارِ گنه کرده مکن انکاری

تکیه بر لطف خدا کن که یقین کار آنست

ناامید از کرم دوست نمی‌شاید بود

کاین هواییست که اندر سر بسیارانست

شکر معبود که با این همه اسباب گناه

رحمت ایزد بی چون به سرم بارانست

گرچه من بار غم عشق تو در دل دارم

همه دانند که بر خاطر من بار آنست

هجر با وصل نهاده‌ست و شب و روز به هم

گر... ای دوست یقین یار آنست

جرم اگر هست مرا تکیه بر عفوت کردم

زآنکه الطاف و کرم عادت دلدارانست

یار اگر حال من بی دل و بی جان پرسد

زود گویش که به کام دل اغیارانست

چشم سرمست تو بربود دل و جان جهان

ای جفاجوی چنین عادت عیارانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره امید و رحمت خداوند برای گنه‌کاران است. شاعر می‌گوید که تنها امید گنه‌کاران به لطف و رحمت خداست و انکار گناه بی‌فایده است. او تأکید می‌کند که ناامیدی از رحمت خداوند ناپسند است و باید به کرم الهی اعتماد کرد. با وجود بار گناه و غم عشق، شاعر به رحمت بی‌پایان خداوند شکر می‌گذارد. او همچنین به پیچیدگی عشق و جدایی اشاره می‌کند و در نهایت می‌گوید که اگر کسی درباره حال او بپرسد، باید حقیقت را بیان کند، زیرا دلش هنوز به یاد محبوب است.