شمارهٔ ۲۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای رخت آیینهٔ لطف خدا
زلف تو دلبند و لعلت دلگشا
پادشاه ملک حسنی از کرم
رحمتی کن بر گدا ای پادشا
از وجود خویشتن بیگانهام
تا شدم با عشق رویت آشنا
ذرّهوارم پیش خورشید رُخَت
عاجز و سرگشته از روی هوا
روزِ میدان گرد نعل مرکبت
میشود در چشم عالم توتیا
بر جفایت دل نهادم کز حبیب
بر امید وصل خوش باشد جفا
قهر تو خوشتر که لطف دیگری
از تو نفرین به که از غیری دعا
غم مبادت کز تو گر آید غمی
با خیالت شاد میدارد مرا
چون جهان وقعی ندارد پیش تو
من کجا و حضرت سلطان کجا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و لطف معشوق اشاره میکند و او را آینهای از رحمت و مهربانی خداوند میداند. شاعر به عشق و دلبستگیاش به معشوق اعتراف میکند و احساس ناتوانی و حیرت خود را در برابر جمال او بیان میکند. او از معشوق میخواهد که به او رحم کند و در عین حال به جفا و قهر او نیز با عشق نگاه میکند. شاعر به نوعی نشان میدهد که مشکلات و غمها در برابر محبت و زیبایی معشوق اهمیت و ارزشی ندارند و در نهایت، برای او عشق و زیبایی معشوق بر هر چیز دیگری ارجح است.