نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

این رخ دلبند تو ماه تمام منست

خال سیه‌کار تو دانه و دام منست

روشنی وصل تو نیست چو صبح رخت

زلف پریشان تو تیره چو شام منست

از لب جان بخش تو هست مرا زندگی

مایهٔ آب حیات گفت ز جام منست

از تو جدا گشتنم گرچه به ناکام بود

لعل لب شاهدان نیک به کام منست

شهد وصالش نگر در دهن دیگریست

صبر ز هجران تو تلخ به کام منست

من دو جهان را فدا کرده‌ام و مشکل آن

کان بت دلخواه را ننگ ز نام منست

وز پی آن تندخو گشت بسی دل کنون

آهوی شیرافکنش شکر که رام منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی محبوب خود اشاره می‌کند و او را به ماه شب چهارده تشبیه می‌کند. شاعر از جذابیت‌ها و ویژگی‌های محبوب، مانند خال سیاه و زلف‌های پریشان، سخن می‌گوید و بیان می‌کند که ارتباط با او برایش بسیار مهم است. او اشاره می‌کند که جدایی از محبوبش باعث ناکامی‌اش شده و گرچه صبر بر این هجران سخت است، اما عشق و یاد او همچنان زندگی‌اش را پررنگ می‌کند. شاعر از دلبستگی عمیقش به محبوب و فدای دو دنیا به خاطر او سخن می‌گوید و در نهایت به سختی‌هایی که عشق به همراه دارد اشاره می‌کند.