شمارهٔ ۲۵۴ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا بر در تو سر بندگیست
که از بندگی تو فرخندگیست
منم ناامید و به درگاه تو
امیدم به روز فروماندگیست
چو نرگس سر افکندهام پیش تو
سرافرازیم در سر افکندگیست
اگر مؤمنم یا که مجرم چه باک
مرا کار با حلقهٔ بندگیست
به بحر جهان هست گوهر بسی
ولی خوبیش در نمایندگیست
اگر غمزهاش قاتلم شد چه شد
لب لعل تو مایهٔ زندگیست
نشد خاطرم جمع چون زلف او
که سعی وی اندر پراکندگیست
چو بید ای دل از باد لرزان مشو
ثبات قدم را پسندیدگیست
ببین سرو چون هست ثابت قدم
ثبات قد او ز پایندگیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره بندگی و عشق به معشوق است. شاعر خود را در حالت بندگی و وابستگی به محبوب توصیف میکند و بیان میکند که از این بندگی خوشنود است. او در ناامیدی به درگاه محبوب امید دارد و خود را مانند نرگسی سرافکنده میبیند که در این سرافکندگی نیز سرافراز است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که چه مؤمن باشد و چه گنهکار، تنها به بندگی میاندیشد. او درباره زیبایی دنیا و اهمیت آن در نمایندگی از معشوق سخن میگوید و لبهای معشوق را مایه زندگیاش میداند. همچنین، موضوع ثبات و استقامت را با اشاره به سرو ثابت قدم پیش میکشد و تشویق میکند که مانند بید از بادهای زندگی نلرزد. در نهایت، ثبات قدم را ستایش میکند و آن را نشانهی پایداری میداند.