شمارهٔ ۲۵۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بلبلا این چمن چه بستانیست
ناله میزن که خوش گلستانیست
بر رخ چون گلش که جان آزرد
چون جهانش هزار دستانیست
وصف نور رخش نشاید کرد
شمع ما زیور شبستانیست
چمن از گلرخ بتم رنگیست
که به هر گوشهایش دستانیست
منتظر بر جمال چهرهٔ گل
بلبل خوش نفس زمستانیست
درس عشق رخ تو میگویند
در جهان هر کجا دبستانیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت گل و چمن است. بلبل (پرندهای عاشقپیشه) در حالی که در گلستان خوشی میکند، ناله میزند که زیبایی و دلربایی گل مانند جان او را تحت تأثیر قرار داده است. رخسار گل به قدری زیباست که وصف آن دشوار است و شب را روشن میکند. چمن به خاطر وجود این گل رنگ و زیبایی خاصی دارد. بلبل به انتظار دیدن جمال این گل نشسته و عشق آن را درک میکند. در نهایت، عشق به این زیبایی درس و آموزهای برای همه جا است.