شمارهٔ ۴۰۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای همچو عید روی تو عیدت خجسته باد
خصمت به بند شدّت ایام بسته باد
سلطان خاطرت به سر تخت مقبلی
با دولت و نشاط همیشه نشسته باد
بادا تنت درست و دلت خوش ز روزگار
چون زلف دلبران دل خصمت شکسته باد
از تیر حادثات یمین و یسار دهر
دایم درون خاطر بدخواه خسته باد
در بوستان دولت تو ز آب زندگی
سرو قدت به جوی مراد تو رسته باد
از چشمهٔ حیات سکندر نیافت بهر
چون خضر دست و روی تو زآن آب شسته باد
ورد کسی که نیست دعای تو صبح و شام
امّید زندگی ز جهانش گسسته باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی تبریک عید و آرزوی خوشبختی برای شخصی خاص است. شاعر با الهام از زیبایی و شادابی روز عید، برای او روزهایی پر از خوشی و نشاط آرزو میکند. همچنین از ثبات و قدرت ذهنی او در برابر سختیها و حوادث زندگی سخن گفته و خواستار آن است که همیشه در اوج قدرت و نشاط باقی بماند. شاعر به تمثیلهایی از زیبایی و جاودانگی نیز اشاره میکند؛ مانند سرو در باغ دولت و آب حیات. در نهایت، آرزو میکند که شخص مورد خطاب از دعا و امید دیگران بینصیب نماند.