نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۴ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا سر کوی تو مأوا کرده‌ام

دولت وصلت تمنّا کرده‌ام

بوی زلفت می‌دهد باد صبا

زان سبب آهنگ صحرا کرده‌ام

دل همی خواهد که جوید مسکنی

من سر زلف تو پیدا کرده‌ام

نام خود را در جهان از عشق تو

عاشق و بدنام و رسوا کرده‌ام

در جهان بی قدّ او در پیش سرو

ناکسم گر سر به بالا کرده‌ام

دست در زلفین او خواهم زدن

باز بنگر تا چه سودا کرده‌ام

خاک کویت را به جای توتیا

در جهان بین روشنی‌زا کرده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عواطف عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او گفته است که به خاطر عشق و زیبایی معشوق، تمام زندگی‌اش را در کنار او قرار داده و همه چیز را فدای ایشان کرده است. شاعر احساس می‌کند که زلف معشوق بوی خوشی دارد و او را به سراغ صحرا می‌کشاند. دلش می‌خواهد در جوار معشوق ساکن شود و نامش را از عشق او شناسایی کند، هرچند که این عشق او را به رسوایی کشانده است. همچنین به وجود آمدن احساسات عمیق و جنون‌آمیز در دل او نسبت به معشوق، و عشقش به او را به زیبایی ترسیم می‌کند. او حتی خاک کوی معشوق را از ارزش بیشتری نسبت به طلا می‌داند و همه چیز را به عشق او مربوط می‌کند.