نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد

به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم

اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز

ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم

به هرکه درنگرم لطف او همی بینم

مراد خویش همان به بود کزو جویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نعمت‌های بی‌پایان خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌زبان و کلمه‌ای نمی‌تواند شکرگزاری از لطف‌های او را به خوبی بیان کند. او تأکید می‌کند که اگر یاد خدا در دلش نبود، ممکن بود از او دور شود. شاعر همچنین می‌گوید که هر جا که نگاه می‌کند، نشانه‌ای از لطف خدا را می‌بیند و در جستجوی مراد و آرزوی خود، تنها به خداوند امید دارد.