نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای که از عدل تو در مُلک جهان

در میان میش و گرگ است آشتی

این روا باشد که در ملک دلم

شحنهٔ جور و جفا بگماشتی

خود نمی‌گویی که از دُرج وصال

مُهر مِهر من چرا برداشتی

شاد و خندان با وصال دیگری

در غم هجران مرا بگذاشتی

عاقبت به زین توقع داشتم

آنچنان کاوّل مرا می‌داشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عدالت و ناعدالتی در عشق می‌پردازد. شاعر به God اشاره می‌کند که در دنیا بین میش و گرگ آشتی برقرار کرده است، اما در دل او به جای عدالت، شکنجه و جور حاکم شده. شاعر از معشوقش می‌پرسد چرا عشق او را فراموش کرده و با کس دیگری شاد و خندان است، در حالی که او را به حال خود رها کرده. در نهایت، شاعر از انتظاراتش از معشوق صحبت می‌کند و از آنچه که باید از عشق او دریافت می‌کرد، ناراضی است.