شمارهٔ ۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای خجسته نهاد فرّخ رای
روز نوروز بر تو میمون باد
ای همای سعادت ابدی
روزگارت همه همایون باد
کمترین بنده تو جمشیدست
کمترین چاکرت فریدون باد
هر مرادی که از جهان طلبی
یاورت کردگار بی چون باد
هرکه از دولت تو شاد نگشت
خاطر او همیشه محزون باد
وآنکه را آبرو نه از در تست
چشمش از خون دل چو جیحون باد
هرکه با تو دلش نه چون الفست
پشت عیشش همیشه چون نون باد
غم و اندیشه در دلت کم باد
عمر جاوید و جاهت افزون باد
بی نسق شد جهان ز مردم دون
خاک در چشم مردم دون باد
وآنکه از غصّه جان من خون کرد
دلش از جور چرخ پر خون باد
اخترش تیره باد و طالع نحس
عشرتش تلخ و بخت وارون باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جشن نوروز و آرزوهای خوب برای سال جدید اشاره دارد. شاعر، جمشید، از خداوند درخواست میکند که روزگار خوشی و سعادت برای خواندهاش، که از او قدردانی میکند، فراهم شود. او برای همگان آرزوی خوشبختی میکند و به کسانی که از زندگی خوشحال نیستند یا در سختی به سر میبرند، نهیب میزند که زندگیشان پر از غم و اندوه خواهد بود. شاعر همچنین به بیارزش بودن انسانهای پست و دون اشاره میکند و بر اهمیت عزت نفس تأکید میکند. در نهایت، او برای خود و دیگران آرزوی عمر طولانی و بدون غم دارد.