شمارهٔ ۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دوش در خواب جنان دید دو چشم بختم
که دگر گلشن امّید من آراسته بود
از گل و لاله جهان خرّم و آنگه به کنار
دوست بنشسته و دشمن به میان خاسته بود
بدر شد ماه امید من و روشن دل گشت
گرچه از جور محاق فلکی کاسته بود
شکر معبود همی کردم و گفتم آخر
برسید آنچه دل من ز خدا خواسته بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در خواب جنتی را میبیند که چشمانداز امیدش زیبا شده است. در این خواب، گل و لالهها در جهان شکوفا هستند و او در کنار دوستش نشسته، در حالی که دشمن در وسط قرار دارد. ماه امیدش از میان رفته، اما دلش روشن شده است. او از خداوند سپاسگزاری میکند و بیان میکند که در نهایت به آنچه دلش میخواسته، رسیده است.