نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ جلال عضد

جلال عضد / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای جوادی که به یک بخشش دست زادۀ تست

حاصل بحر و دفین خانه کان در گرو است

دست تنگی من امروز بدان جای رسید

که به یک روزه کفافم دل و جان در گرو است

هرچه در خانۀ من بود نهادم به گرو

کوزه آب چه باشد که به نان در گرو است

به جو و کاه که الب ته از آن نیست گزیر

زین و آلت همه با تنگ و عنان در گرو است

نوکران را چه توان گفت که چون است احوال

همه را ترکش و شمشیر و کمان در گرو است

من ز بیم غُرما هیچ نیارم گفتن

چون بگویم که به صد جای زبان در گرو است

نظم کارم که ازین غصّه خراب است و تباه

به کهین فیض از آن کلک و بنان در گرو است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و روز شاعر و وضعیت دشوار او می‌پردازد. شاعر از تنگدستی و مشکلات مالی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که همه دارایی‌اش را در گرو گذاشته است. احساس ناتوانی و یأس او در برابر مشکلات به وضوح نمایان است. او به ناتوانی در بیان احساساتش نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند به درستی از وضع خود صحبت کند. به طور کلی، این شعر تصویری از ناامیدی و زحمت‌های زندگی شاعر ارائه می‌دهد و نشان‌دهنده‌ی فشارهای مالی و روانی اوست.