شمارهٔ ۱ - خوش جلال عضد
جلال عضد / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آفتابی که بنده سرگردان
نام او را چو ذرّه در طلب است
زلف بر رخ نهاد و من گفتم
سر خورشید در کنار شب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از آفتابی سخن میگوید که او را بهدنبال خود کشانده است. او زلف خود را بر رخ مینهد و شاعر اشاره میکند که خورشید در کنار شب قرار دارد، که نشاندهنده تضاد و زیبایی است. این ابیات نشاندهنده جستوجو و اشتیاق شاعر به نور و روشنایی هستند.